غــــــــــــــــــروب زندگانی
وقتی حجاب از میان دیدگانم کنار رفت دست یار در دست اغیار دیدم غروب زندگانی پر امیدیمان را بخوبی احساس کرده رندانه درد عشق را با سینه دردمند خویش نمودم . چشمانم سیاهی رفت بارها انها را با انگشتان لرزانم مالیدم تا انچه دیدم را به اشتباه خطای دید بگذارم ولی سهوی در کار نبود هر آنچه میدیدم حقیقت داشت برای کنترل اشتباه به پیش گام نهادم از شدت خشم و اندوه اشک در چشمم جمع شده جلوی دیدگانم را گرفت انگاه که در روبروی تو ایستادم همه عالم در نظرم محو و امیدم به یاس مبتدل شد اما تو با بی رحمی و سنگ دلی لبخند زهراگین را نثارم کردی تا شهد عاشقانه برای ابد در وجودم زهر گردد .
مهتـــــــــــــــــــــــــــــابم
دلی داد و دلی برده بقربان نگاهش
دلم را می کــنم هـــر شب فـدایش
فـــدای آن نـــــــگاه نــــــــــــازنینم
کــه روز و شب نبــاشد من غمینم
مشـو غــافل ز احــوال دل خــویش
مکـن قـلب مـــرا با هـجر خود ریش
نــدارد بـــی تو مهتـــــــابم دلم تاب
بــدان این عشق من خالص بود ناب
شـده عقلـم رهـا دیــــوانه گشــتم
به گــرد شــــمع خود پروانه گـشتم
نبـاشد بی تو خوش بودن روائـــــی
بـدنیـا با تـو بــودن هسـت صفــائی
نیش عشق
بدانید عشق بحری هست تباهی
بسوزد خانه دل خواهی نخواهی
بسازید ای عزیزان با دل خویش
که عشقت میزند یکشب ترا نیش
بدانید عشق ماریست خوش خط و خال
نبرده بنده ائی زین مال حال
متن تبریکات سال نو
بر سر سفره ی احساس اگر جائی بود سخن ساده تبریک مرا جا بدهید . سال نو مبارک
****************
بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی . امید که ان کهنه رفته باشد به نکوئی و این نو همی اید به شادی . نوروز مبارک
******************
یک سبد گل حساس پر از عاطفه تقدیم تو باد شب و روزت بهاری .. عیدتان مبارک
******************
زیباترین گل بهاری به همراه عطر دل انگیز نوروزی تقدیم به بهترینم عاشقانه بی بهانه با تمام وجودم . مبارک بادت این نوروز پیروز
******************
با وزش نسیم بهاری بار دیگر بر قامت زیبای طبیعت ردای سبز دوخته شد گلها سر بر افراشتند و بلبلان شیدا با نغمه روح نواز خبر ورود بهار را سر دادند . ایام به کام روزگارت همیشه سبز لحظه هایت شادان . سال نو مبارک
دریای کین
شدم مفتون دلهای پریشان
به آن دریای جوشان وخروشان
ندانستم که دل دریای کین است
ز کینه میخروشد در کمین است
نبندین دل به یار خفته در خون
خدا داند که حالت می شود چون
دلی را که درش باز است به هر کس
چه میخواهی از آن دل گشته نا کس
صداقت های دل کم رنگ باشد
رفاقت ها همه نیرنگ باشد
کجا باشد در این دنیا بفردایت امیدی
چرا دادی برای دل ز نادانی نویدی
کجا صدرا معشوقه ها باشد وفادار
به نیرنگی همه باشند سپهدار
رخسار یار
منور کن دو چشمم با دو دیده
چنین دیده به عین خود که دیده
کمان دیده را بالا کشیده
خطی بر ابروان اعلا کشیده
چنین رخسار زیبا آفریده
نکو سیرت هویدا آفریده
لبی غنچه برویش بر گزیده
گلی را در گلستان بر گزیده
ترا از لطف نعمت پروریده
بلورین تن تن ات را پروریده
مرا گز تو ترا از جان جانان
ترابهردل صدرای نالان آفریده تقدیم به عشق خاموش نشدنی گل مریم
جستجوی یار
امشب هوای روی تو دارم عزیز من
باز شوق گفتگوی تو دارم عزیز من
چون شمع ز فراق تو چنان میسوزم
صد نامه دل سوی تو دادم عزیز من
زین قبله که گویم محراب ابروان تست
من نماز دل بکوی تو دارم عزیز من
دیدار روی تو است ارزوی من
عمرم برفت جستجوی تو دارم عزیز من
گفتی که زلف سیاهم کمند تست
بخت سیه چو موی تو دارم عزیز من
صدرا به عشق نگاری نشسته است
من عاشقانه جستجوی تو دارم عزیز من
نظرات ()